تبليغاتX
shutter
shutter

عکاسی, نقاشی و ..........


آزیتا ضیایی

آزیتا ضیایی

یکشنبه 28 تیر1388 توسط سهیل |

eddy adams

یکشنبه 11 اسفند1387 توسط سهیل |

پیش کسوتان

عکاسان پیش کسوت ایران

 

مسیو ژول ریشار

نخستين عکس به شيوه داگرئوتيپ بروی صفحه سيمين در ايران

به دست مسيو ژول ريشارفرانسوی برداشته شده است

ژول ريشار در حدود 1816 م.(1231 ه/ ق) در شهر اوتره در نزديکی گره در ايالت فرانس کونته چشم به جهان گشود. گفته شده است او برادر ريشار کاردينال بزرگ پاريس بود.ليک تاکنون هيچگونه دليلی بر اين نسبت ديده نشده است. ژول ريشار سه سال از جوانی خود را در انگليس گزرانيده و در آنجا پزشکی و انگليس آموخته بود.

او در بيست هشت سالگی در تاريخ 18 زوئيه 1844 (2 رجب 1360) پاريس را به آهنگ ايران ترک کرده در 6 اکتبر به تبرپز رسپده و پس از چهار روز درنک به سفر خود ادامه داده وسرانجام در 29 اکتبر (شوال 1260) وارد تهران شده 2 و در پک خانواده اپرانی به سمت معلم زبان فرانسه استخدام گردپده و در اپن شهر زندگانی نوپنی را آغاز کرده است

 

شاهزاده ملک قاسم میرزا

شاهزاده ملک قاسم میرزا متولد به تاریخ 2 جمادی الاول 1222از بیگم خانم دختر امامقلی خان افشار بود و برادی تنی ملک منصور میرزا بود( پسر فتحعلي شاه)

شاهزاده ملك ميرزا قاسم، بيست و چهارمين پسر فتحعلي شاه را مي توان نخستين ايراني دانست كه دوربين عكاسي به دست گرفته است.
تاريخ اولين عكس كه در ايران ثبت شده به سال 1223 هجري شمسي برمي گردد كه ژول ريشار فرانسوي معروف به ريشارخان 14 دي ماه اولين عكس را از ناصرالدين ميرزا گرفت.
يحيي ذكاء در كتاب «تاريخ عكاسي و عكاسان پيشگام در ايران»، اما از شاهزاده ملك قاسم ميرزا به عنوان اولين ايراني نام مي برد كه مدتي بعد يا همزمان با ريشارخان به شيوه داگر ئوتيپ عكس برداري كرده است.


مسیو کارلیان

"مسیو کارلیان" در سال ۱۲۷۵ هجری قمری به تهران آمد. پسر"آقا اسماعیل" مسئول تشریفات مراسم سلام، بنام "آقا رضا"، برجسته‌ترین شاگرد کارلیان بود. تجربیات اولیه رضا در زمینه ترکیب‌بندی و فرم، حرکت نوگرایانه‌ای در عکاسی آن روزگار محسوب می‌شد.

 

ناصرالدین شاه

(۲۵ تیر ۱۲۱۰ - ۱۱ اردیبهشت ۱۲۷۵)

معروف به «سلطان صاحبقران» و بعد «شاه شهید»، چهارمین شاه از دودمان

قاجار ایران بود. وی طولانی‌ترین مدت شاهی را در میان دودمان قاجار دارا است. وی اولین شاه ایرانی بود که خاطرات خود را منتشر کرد. او را پیش از پادشاهی ناصرالدین میرزا می‌خواندند

شاگرد دیگر کارلیان، خودِ ناصرالدین شاه بود. او ذاتاً به هنرها تمایل داشت. نقاشی می‌کرد و گاهی شعر می‌گفت، به ویژه عکاسی برایش بسیار شگفت‌انگیز و سرگرم کننده بود. زنان حرمسرای او و آنچه در قصر شاهی، پیرامونش می‌گذشت سوژه های او را تشکیل می داد. "ببری‌خان" گربه مورد علاقه‌اش، لاشه شکار و شاهزادگان و یا پرتره هائی که از خودش تهیه می‌کرد.

به واسط علاقه شاه به عکاسی، اطرافیان به‌منظور نزدیک شدن به مرکز قدرت، تقدیم آلبوم های عکس را بهترین وسیلة موثر یافتند. با این باور رجال قاجار، جوانان آموزش دیده در رشتة عکاسی را به اقصی نقاط ایران گسیل داشتند.

به این طریق عکس های جالبِ پیش‌کشی، از گوشه و کنار کشور به دربار سلطان قاجار سرازیر شد. عکس های گرفته شده، پس از طبقه بندی بوسیله آقا رضا عکاسباشی در عکاسخانه، آرشیو می‌شد. عکاسی در این زمان یکی از امورِ جاری دربار بود.

ناصرالدین شاه، در اواخر عمر، پس از وقفه ای چندساله مجدداّ به عکاسی رو ‌آورد. در دوران پختگی، با وجودی که هنوز هم بطور تفننی عکاسی می کرد، اما ماهیت عکس هایش تغییر کرده بود. در عکس های متاخر او، سلیقه هنری در ترکیبات تصویر به وضوح دیده می‌شود: "توی تالار آینه، عکس توی آینه انداخته شده است. من هم پیدا هستم."

مدتی بعد ناصرالدین شاه ترور شد و عکسِ ضارب او، "میرزا رضا کرمانی" توسط همان دوربینی گرفته شد که شاه به ایران آورده بود. هنگام تشیع جنازه ناصرالدین شاه، در سال ۱۳۱۳ هجری قمری تعداد زیادی عکس تهیه شد.

 

آقا رضاخان اقبال‌السلطنه

آقا رضاخان اقبال السلطنه عکاس باشی وزیر دربار ناصرالدین شاه

 

ژوزف پاپازیان

اولین مدرس دارالفنون

 

آنتوان سوریوگین

آنتوان سوریوگین به سال 1840 میلادى برابر با سال 1256 ه'. ق در سفارت روسیه در تهران از یک پدر و مادر گرجى تبار زاده شد. سالهاى نخستین عمرش را در تهران گذراند. پدرش واسیلى مستشرق و دیپلمات سفارت روسیه تزارى در تهران بود. علاقه او به ایران در همین دوره پدید آمد و بعدها یکى از دوستداران و ستایشگران ایران و ایرانیان شد. او پس از مرگ پدرش که بر اثر حادثهاى در تهران رخ داد با خانوادهى خود به گرجستان بازگشت. در جوانى همراه با برادرانش امانوئل و کولیا نزد عکاس معروف روسى دیمترى ایوانویچ ژرماکوف در تفلیس عکاسى آموخت و بر آن شد تا به ایران بازگردد. در سال 1870 میلادى برابر با سال 1287 ه'. ق. با برادرانش به تبریز آمد و در آنجا ساکن شد و ظاهراً به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت و از او لقب "خانى" گرفت. آنان پس از مدتى به تهران آمدند و در تهران یک استودیو عکاسى در خیابان علاءالدوله (فردوسى) کنار در شرقى میدان مشق دایر کردند.
آنتوان در تهران با یک دختر ایرانى ارمنىنژاد ازدواج کرد و حاصل این ازدواج هفت فرزند بود که تنها دو تن از آنها (یک پسر و یک دختر) زنده ماندند.
آنتوان خان سوریوگین یکى از موفقترین عکاسهاى عصر خود بود. او زبان فرانسه را خوب مىدانست و به سال 1295 ه'. ق. رساله عکاسى، عکاس مشهور فرانسوى لیبر (Liebert) را به فارسى ترجمه کرد و به مظفرالدین میرزا تقدیم داشت. "او مردى آرام، گوشهگیر و خوش برخورد و گشادهرو و در عکاسى استاد بود". سوریوگین عکاس حرفهاى پرکارى بود که براى کامل کردن مجموعه عکسهاى خود تمامى ایران را زیر پا گذاشت و از سوژههاى گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرد. مردم، مناظر، بناهاى تاریخى، آداب و رسوم، مشاغل و حرفهها، اشیاء و سرانجام تمام زوایاى زندگى ایرانیان سوژهى عکاسى او بود.
آنتوان خان توانائى خود را در تصویربردارى از دو حادثهى مهم تاریخى دوران فعالیت هنریش در آنچه امروز عکاسى خبرى خوانده مىشود نشان داد. در تصاویر میرزا رضاى کرمانى پس از قتل ناصرالدین شاه و مراسم تشییع جنازه شاه و رخدادهاى نهضت مشروطیت سوریوگین در نقش یک خبرنگار عکاس ظاهر مىشود.
در سال 1908 م برابر با سال 1325 ه' . ق. در وقایع پس از مشروطیت سوریوگین به سبب ارتباطش با مشروطهطلبان گرفتار مشکلات بسیار شد. آنتوان خان هنرمند عکاس روس ناچار به سفارت انگلیس پناهده شد. در همین زمان انفجار بمبى در خانه کنار عکاسخانهاش بزرگترین فاجعهى دوران کار هنریش را پدید آورد. حاصل زندگى هنرى او گردآورى هفت هزار نگاتیو شیشهاى از کارهاى خود او و شمارى نیز کار عکاسهاى پیش از او بود. شیشهها منظم شده و شماره خورده بود. شمارهها به شیوهى رقم زدن هنرمندان نقاش ایرانى، در کوشه و کنار شیشه به گونهاى نوشته شده بود که کمتر به چشم مىخورد و آنها را بر چوب دستى پر گرهى درویش، بر بدنه گارى بستنى فروش دوره گرد، بر سایه بر زمین افتاده شتر و... دیده مىشود. در حادثه یاد شده تنها دو هزار شیشه سالم ماند. با بر افتادن سلسلهى قاجار و تغییر پادشاهى ضربهى دیگرى بر انتوان خان وارد شد پادشاه جدید به مانند تمامى شاهان جدید در تاریخ ایران به یک باره به نفى گذشته پرداخت. این نفى و منسوخ سازى دو هزار شیشهى پرارزش سوریوگین را نیز در بر گرفت و شیشهها توقیف شد. این فاجعه دیگر خارج از توان او بود زیرا حاصل دهها سال کوشش خود را بر باد رفته مىدید. سرانجام او به سال 1933 میلادى برابر با سال 1312 شمسى درگذشت و در گورستان ارامنه در دروازه دولاب تهران به خاک سپرده شد. روانش شاد باد.
تنها دخترش مارى که در واپسین سالهاى عمر انتوان خان عکاسخانه را اداره مىکرد توانست ششصد و نود و شش قطعه از شیشهها را از توقیف در آورد. این شیشهها و شمارى از عکسهاى کار سوریوگین بعد از مرگ او و تعطیل شدن عکاسخانهاش به کلیساى پروتستان امریکائى تهران منتقل شد. و در سال 2 - 1951 میلادى این آثار در اختیار موسسهى اسمیت سونیان در واشنگتن قرار گرفت و اکنون در گالرى هنر فریر است. نمایشگاهى از عکسهاى او به سال 1983 میلادى در آن گالرى برگزار شد.
یکصد و شصت و هشت قطعه از عکسهاى او نیز در میان مجموعهى عکسهاى یک دیپلمات هلندى به موزه ملى نژادشناسى شهر لیدن هدیه شده که مورد مطالعه و معرفى قرار گرفته است. عکسهاى او در نمایشگاه 1897 میلادى بروکسل و نمایشگاه 1900 میلادى پاریس موفق به دریافت مدال شد و خود او از دولت ایران داراى نشان شیر و خورشید الماس نشان بود. جهانگردان و پژوهشگران اروپائى که در سده 19 و آغاز سده 20 میلادى به ایران سفر کرده و خود عکاس نبودهاند، عکسهاى مورد نیاز براى چاپ در سفرنامهها و کتابهاى خود را در ایران تهیه مىکردند. از همین راه است که شمار زیادى از عکسهاى سوریوگین به سفرنامهها راه یافته و در همان زمان زندگى شهرت سوریوگین را به خارج از ایران کشانده است. بهترین نمونه این عکسها را در کتاب از خراسان تا بختیارى هانرى رنهدالمانى مىتوان دید. او سهم مهمى در تهیه عکسهاى کتاب پر ارج "بررسى هنر ایران" پوپ داشت. بررسى خدمات این هنرمند روسى گرجى ایرانى شده به فرهنگ و تمدن ایران کارنامهاى چنان درخشان است که ارزیابى آن به پژوهشى گستردهتر نیازمند است.

هادی شفائیه

بنیانگذار رشته عکاسی در دانشگاه‌های ایران.

شنبه 26 بهمن1387 توسط سهیل |

عکس

شنبه 11 آبان1387 توسط سهیل |

تهران خیالی

  « تهران خیالی»، عکس‌های هنرمندان جهان از شهری که هرگز ندیده‌اند
شنبه، 28 مهرماه 1386


بیست و نه هنرمند از سراسردنیا تهران خیالی خود را به تصویر می کشند.

پروژه هنری "هرگز در تهران نبوده‌ام" یا Never Been to Tehran به طور هم‌زمان در هشت مکان مختلف با شرکت بیست ونه هنرمند و عکاس از تاریخ بیست و هفت مهرماه تا بیست و پنج آبان‌ماه 1386( نوزدهم اکتبر تا شانزدهم نوامبر 2007 ) برگزار می شود، از شرکت کنندگان این پروژه که تا به حال تهران را ندیده‌اند خواسته شده تا تصاویری را که به نظرشان حال وهوای تهران را دارند، در یک سایت که به همین منظور طراحی شده است، آپ لود کنند، این عکس‌ها به‌عنوان یک نمایش اسلایدی که با گذر زمان تغییر می‌کند در جاهای مختلف، و نیز به صورت آنلاین نمایش داده می‌شود. در طول زمان نمایشگاه عکس‌های بیشتری آپ لود می‌شوند. شرکت‌کنندگان این پروژه از روش‌های متنوع تحقیق مانند جستجوی اینترنتی متون، عکسها، نقشه ها ویدئو ها و... برای درک فرهنگ، منظره‌ها، و مردمان تهران استفاده می‌کنند ولی در عین حال تنها مجازند از شهر محل اقامت خود به‌عنوان محل عکسبرداری استفاده کنند. وب‌سایت http://www.neverbeentotehran.com/ابزار اصلی برای نمایش تصاویر در محل‌های متفاوت نمایشگاه خواهد بود.

نمایش اسلاید : هرگز در تهران نبوده‌ام
شهری را تصوّر کنید که فقط آن را از طریق بازنمایی‌ها دیده‌اید یا فقط دربارهٔ آن شنیده‌اید. یک مکان، مانند بسیاری دیگر، که برای شما فقط از طریق منابع غیر مستقیم - چون اخبار شبانه، شایعات، ادبیات، مجلات، فیلم‌ها، و اینترنت - وجود دارد. با استفاده از چنین اشاراتی با عنوان مواد دستِ اول تحقیقات، شرکت‌کنندگانی از سراسر جهان - که هرگز در تهران نبوده‌اند - عکس‌هایی (از محل زندگی خود) خواهند گرفت که در تصور آنها می‌تواند شبیه تهران باشد. شرکت‌کنندگان هر روز این عکس‌ها را در یک سایت آنلاین اشتراک عکس آپ‌لود خواهند کرد. این تصاویر به شکل یک نمایش اسلاید به طور همزمان در گالری‌ها و فضاهای عمومی در سراسر دنیا (و همچنین تهران) پخش خواهد شد.
وظیفهٔ شرکت‌کنندگان بین‌المللی این نمایشگاه این است که در زندگی روزمرهٔ خود برای یافتن نشانه‌هایی از مکانی ناشناخته و غریبه - که تا به حال از نزدیک تجربه اش نکرده اند- به جستجو بپردازند تا بتوانند با تکیه بر احتمال این که جایی دیگر دقیقاً در کنار ایشان وجود دارد، بدون ترک خانه به سرزمین‌های دیگر سفر کنند. فناوری‌های اطلاعاتی جدید امکان شناختن مکانی که هیچوقت به آنجا سفر نکرده‌اید را افزایش می‌دهند. میزبان‌های وب‌سایت‌های آماتوری و تجاری و پادکست‌های موجود در مورد یک شهر، اقتصاد آن، آمار و ارقام مربوط به آن، فرهنگ و خرده‌فرهنگ‌های آن، راهی گشوده‌اند به نوعی ارائهٔ بومی از مقتضیات آن کشور یا شهر. به دلیل اینکه تصویر تهران در رسانه‌های رسمی مرتباً ارائه شده است، شرکت‌کنندگان این نمایشگاه با این چالش مواجه خواهد بود که از بین تصاویر و اطلاعات فراوان و بعضا متناقض، نسخه‌ای شخصی‌شده از یک مکان بیگانه را انتخاب کنند. برای بینندگانی که در تهران نتیجه‌ی کار را خواهد دید، این نمایشگاه موقعیتی خواهد بود تا انعکاس نامعمولی از تصاویر برگرفته از زندگی روزمره و حواشی آن را که در سطح جهان منعکس‌شده، ببینند.
هنرمندان و مخاطبان «هرگز در تهران نبوده‌ام» در فضایی آستانه‌ای بین این‌جا و آن‌جا قرار خواهد گرفت که در وجود معاصر ما شاید همان خانه باشد.

مکانهای نمایش:

پارکینگالری - تهران ، کاروانسرای – استانبول ، گالری آرتز کامیشن سانفرانسیسکو، مرکز هنرهای رسانه‌ای آکلند- نیوزلاند،گالری کوه نور- کپنهاگ، تالار مس- شیکاگو، بیلبورد دیجیتال گروه فرهنگی پیتسبورگ، امبریو سالون، برلین، و به صورت زنده در آدرس: http://www.neverbeentotehran.com/

شرکت کنندگان:
دین بالدوین- کانادا ، ایدین باری- ایرلند، سدریک بامفورد – کانادا، اوتو فون بوش – سوئد و ترکیه، جیمز کارلتون- نیو زلاند، سارا گراهام – کانادا، آندره‌آ گرور- آمریکا ، لیوین هیگل – انگلستان،گِرِگ هالپرن و آندرایا پارلاتو- امریکا، دنیز گل- ترکیه، رامونا حسین – پاکستان،جیهانیرو ایشی- فرانسه،مارتین کروشه – اطریش، رزی لینچ – آلمان، فرانچسکو نونیو- ایتالیا، هایدی هاو پدرسون – دانمارک، سال راندولف- آمریکا ، عالیه رایان – فلسطین، ژان رابین – امریکا ، ژاکوب سیبل- آلمان، ایالولا تیله او- بلژیک، کیه‌کو تسوجی- ژاپن، لی والتون- آمریکا، لینزی وایت-آمریکا،کریستین سیورز- آلمان، زو اشتراوس- آمریکا

Participants: Dean Baldwin, Canada; Aideen Barry, Ireland; Cedric Bomford, Canada; Otto Von Busch, Sweden and Turkey; James Charlton, New Zealand; Sara Graham, Canada; Andrea Grover, USA; Deniz Gul, Turkey; Greg Halpern and Ahndraya Parlato, USA; Levin Haegele, England; Rumana Husain, Pakistan; Jun'ichiro Ishii, France; Martin Krusche, Austria; Rosie Lynch, Germany; Francesco Nonino, Italy; Elena Perlino, Italy; Heidi Hove Pedersen, Denmark; Sal Randolph, USA; Alia Rayyan, Palestine; Jon Rubin, USA; Jakob Seibel, Germany; Iyallola Tillieu, Belgium; Keiko Tsuji, Japan; Lee Walton, USA; Lindsey White, USA; Christian Sievers, Germany; Zoe Strauss, USA

October 19 - November 16, 2007
EXHIBITION VENUES: Parkingallery, Tehran, Iran; Caravansarai, Istanbul, Turkey; San Francisco Arts Commission Gallery, San Francisco, USA; Media and Interdisciplinary Arts Center, Auckland, New Zealand; Koh-I-Noor, Copenhagen, Denmark; Mess Hall, Chicago, USA; Pittsburgh Cultural Trust (Downtown Electronic Jumbotron), Pittsburgh, USA; ; Embryosalon, Berlin, Germany; and live on the web at WWW.NeverBeenToTehran.COM

بیوگرافی هنرمندان شرکت‌کننده به انگلیسی:
http://www.neverbeentotehran.com/participants.html

امیر علی قاسمی
مدیر سایت پارکینگالری

www.kargah.com

پنجشنبه 11 مهر1387 توسط سهیل |

عشق

یکی از کارهام

دوشنبه 8 مهر1387 توسط سهیل |

کومپوزیسیون

تصویر از خطوط سطوح و نقاط به وجود میاید. هر یک از این اجزا و ترکیب قرارگیری آنها باعث تعادل وتناسب درتصویر میگردد. این ساختار کمپوزیسیون نام دارد. بر این اساس باید به کادر بندی و ترکیب بندی تصویر توجه خاصی کنیم.

برای خطوط تعاریف مختلفی وجود دارد, ولی درک این مسئله امری تجربیست. خطوط افقی آرام حستند (مانند خط افق). خطوط عمودی محکم و استوار هستند(مانند درخت و ستون). خطوط مایل فعال و پویا هستند(مانند قطر اشکال هندسی). و خطوط منحنی نرم و انعطاف پذیر هستند(مانند هر جسمی که انحنا دارد). حد فاصل یا مرز بین سطوح نیز از خط تشکیل میشود و این خود اهمیت خطوط (مشخص یا نامشخص) را در تصویر افزایش میدهد.

ارتباط متن و تصویر

تصویر نیز مانند متن خوانده میشود. دلیل آن عادت چشم و مغز انسان به دنبال کردن در جهات مشخص است. ابتدا چشم حروف متن را میبیند و سپس کلمات در مغز به معنی در می آید. تصویر نیز چنین است و خطوط موجود در تصویر, چشم ما را به سوی موضوع راهنمایی و مغز محتوای تصویر را درک میکند. بنابراین با توجه به این خطوط و محل مناسب قرار گیری موضوع اصلی, تصویر از استحکام تعادل و زیبایی بیشتری برخوردار میشود و در نتیجه موضوع , خود را بهتر نشان میدهد.

در زبان لاتین متن از چپ به راست و از بالا به پایین خوانده میشود. برای همین افرادی که از انواع این زبان استفاده میکنند حرکت چشمشان به طور قطری از گوشه بالایی چپ تا گوشه پایینی راست تصویر فعال است. این در صورتی است که ما در زبان فارسی از راست به چپ می خوانیم ولی اعداد را از چپ به راست مینویسیم. یعنی چشم ما در هر دو جهت فعال است و این امتیاز ما فارسی زبانان است! با توجه به اینکه زبان انگلیسی جزو دروس سیستم آموزشی ماست تاکید دیگری بر این امر

شنبه 6 مهر1387 توسط سهیل |

)ّّ(

من شرمنده بزودی بروز میکنم

سه شنبه 12 شهریور1387 توسط سهیل |

daneshjoo

سلام

سال نو مبارک. امیدوارم سال خوبی داشته باشید .

مجموعه عکسی که میزارم از کارای خودمه به اسم دانشجو . امیدوارم توجه تون رو جلب کنه:

دوشنبه 5 فروردین1387 توسط سهیل |

Howard Dion

سلام

دیر به دیر میام . خوب زندگی سخته نمیشه همه چیز برنامه ریزی شده پیش بره. به هر حال این هم یک سری از کارای Howard Dion .

 

 

 

 

 

جمعه 13 مهر1386 توسط سهیل |




soheifout@yahoo.com

آثار شما

RSS 2.0

Designed By ParsTheme